یک شب ز ماورای سیاهی هاچون اختری بسوی تو می آیمبر بال بادهای جهان پیماشادان به جستجوی تو می آیمسر تا بپا حرارت و سرمستیچون روزهای دلکش تابستانپر می کنم برای تو دامان رااز لالههای وحشی کوهستانیک شب ز حلقهای که بدر کوبنددر کنج سینه قلب تو می لرزدچون در گشوده شد، تن من بی تابدر بازوان گرم تو می لغزددیگر در آن دقایق مستی بخشدر چشم من گریز نخواهی دیدچون کودکان نگاه خموشم رابا شرم در ستیز نخواهی دیدیک شب چو نام من بزبان آریمی خوانمت به عالم رؤیائیبر موجهای یاد تو می رقصمچون دختران وحشی دریائییک شب لبان تشنه من با شوقدر آتش لبان تو می سوزدچشمان من امید نگاهش رابر گردش نگاه تو می دوزداز زهره، آن الهه افسونگررسم و طریق عشق می آموزمیک شب چو نوری از دل تاریک یدر کلبه ات شراره می افروزمآه، ای دو چشم خیره بره ماندهآری ، منم که سوی تو می آیمبر بال بادهای جهان پیماشادان به جستجوی تو می آیم ♥ دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 13:32 بـ ه قـلمـ
برچسب:
نویسنده: هلیا شریفی
تاريخ: جمعه
17 فروردين
1403 ساعت: 13:11